از وقتی که عکساتو دیدم، دلم لرزید..زیاد دیده بودم اما نمیدونم چرا این بار اینجوری شدم. شاید چون هم سن و سال من بودی، دختر بودی...
صبح از خونه چطور اومدی بیرون؟چه فکری داشتی؟ حتما موهاتو شونه زدی، لباس پوشیدی و سرحال و با یه عزم قوی رفتی.
چه اهمیتی داره که من و تو از یه طیف سیاسی حمایت نمیکنیم؟چه اهمیتی داره که من به کی رای دادم و تو به کی؟مهم اینه که من اون شور و هیجان رو درک میکنم. هیجانی که آدم فقط تو یه جمعهای خاصی حس میکنه. انگار تمم وجودت با جمع یکی میشه....نمیدونم چه آدمی بودی.اما آدم بودی...حق داشتی نفس بکشی، زندگی کنی، خوش باشی، حتی حق داشتی خطا کنی.
ندا جان..نمیدونم کی این جنایت رو کرد..نمیدونم چرا بعضی ها تو رو کردن یه علم و رژه میرن؟ نمیدونم چرا یه عده ای وقتی من و امثال من میگیم "مرگ بر آمریکا" براشون خنده داره..نمیدونم چرا این خطر رو نمی بینن؟ چرا فکر میکنن این بازی ها و نقشه ها فقط مال فیلماست و تو چند قدمی خودشون اتفاق نمیفته؟
همش تو فکر بودم...امروز اخبار درمورد تو گفت.شاهد ها حرف زدن. گفتم دوربینای خارجی 45 دقیقه قبل از تیر خوردنت ازت فیلم گرفتن...عجیبه..نه اینکه فکر کنی چون منم اینو میگما...نه، به خاطر طرز فکرم نیست..اما عجیبه که فقط یکی رو اونم تو خیابونی که 300 متر با رکز درگیری فاصله داشته تحت نظر بگیرن و فیلم بگیرن...انگار از پشت بهت شلیک شده...با یه کلت کمری که نیروی انتظامی و بسیج استفاده نمیکنه ازش......وای خدای من.....خودمو گذاشتم جات که دارم راه میرم و یهو همه تنم آتیش میگیره از درد و درد و درد...........
ذهنم پریشونه...تو که میدونی چقدر برات گریه کردم
تو قربانی کسانی شدی که معلوم نیست چه فکری داشتن
اومدم برات بنویسم که یه کم آرومتر شم
ندا جان...راحت بخوابی....آروم آروم...مث یه فرشته
لينك | نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 21:17 توسط سما و فرهاد |